امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیدگاه های بورسی
#1
Heart 
من بواسطه آگاهی از کلیت بازارهمیشه سعی میکنم نظرات افراد مختلف در مورد تحولات بورسی و اقتصادی روز رو مطالعه کنم، بعضا مطالب بسیار مفیدی رو تو سایت های مختلف باهاش برخورد میکنم که حیفم میاد اونها رو باز نشر نکنم.

این تاپیک رو سعی میکنم به این مطالب اختصاص بدم اما چون نمیدونم طبق قوانین لینک کردن به سایت های دیگه مجاز هست یا نه صرفا نام کاربری افرادی که مطالبشون بازنشر شده رو نقل قول میکنم.  ممنون میشم اگه دوستان هم به همچین مطالب ارزشمندی برخوردن یا خودشون در این باره نظریاتی دارن تو همین تاپیک با بقیه به اشتراک بزارن.

ارسال کننده: بهابازار


سلام

تا مدتي قبل، تفكر من اين بود كه "تحليل بنيادي يعني محاسبه EPS و P/E
اما الآن ديدگاهم اين هست كه بايد دلايل رشد سهام را درك كنيم. چرا بانك تجارت از 60-70 تومان تا 180 تومن رشد كرد؟ بدليل اينكه بايد بحث زيان انباشته بانك تجارت حل ميشد و هيچ راهي جز افزايش سرمايه چند صد درصدي از تجديد ارزيابي دارايي ها نداشت.
چرا ايران خودرو ارزنده است؟ چون زيان انباشته زيادي دارد و هيچ راهي جز افزايش سرمايه بيش از 500 درصدي از تجديد ارزيابي دارايي ها ندارد.
سوال: آيا سايپا هم ارزنده است؟
جواب: شايد باشد. من سايپا را درك نمي كنم. زيرا سايپا سال 94 از تجديد ارزيابي افزايش سرمايه داده و تا سال 99 نمي تواند افزايش سرمايه مجدد از افزايش سرمايه داشته باشد. من سهمي را كه درك نمي كنم، نمي خرم. از 500 سهم بازار، من 50 سهم را درك كنم براي من كافي است.
من نان و پنير خودم را مي خورم و دنبال بوي كباب راه نمي افتم. شايد دارند خر داغ مي كنند!

چرا بانك سينا ارزنده است؟ چون نسبت ارزش بازار بانك سينا به بانك تجارت در گذشته 0.25 بوده. الآن اين نسبت رسيده به 0.11. پس يا بانك سينا بايد رشد كند، يا بانك تجارت بايد ريزش كند. قيمت سهم بانك تجارت در شرايطي نيست كه ريزش كند. پس بانك سينا بايد رشد كند براي جبران عقب افتادگي.
سوال: چه زماني حركت بانك سينا شروع مي شود؟
جواب: نمي دانم. تنها راه اين است كه بخريم و صبر كنيم. شايد تحليل تكنيكال در مورد تشخيص زمان شروع حركت و نقطه ورود به ما كمك كند.

سوال: آيا همه پيش بيني ها و تحليل هاي بنيادي درست از آب در مي آيند؟
جواب: قطعا خير. به همين دليل سبد دارايي تشكيل مي دهيم.
مثلا من سبد سهام تشكيل مي دهم از 5 تا 10 سهم:
وسينا بدليل عدم رشد و ارزندگي و جا ماندن از رشد گروه بانكي
وتجارت بدليل كم بودن قيمت اسمي سهم و اينكه بايد سال بعد از آورده افزايش سرمايه بدهد و بايد قيمتش به بالاي قيمت اسمي برسد
وبملت بدليل اينكه به ازاي هر سهم 300 توماني مي تواند 400 تومان سود تسعير ارز شناسايي كند و از نظر عملياتي هم در وضعيت عالي است
ايران خودرو بدليل احتمال افزايش سرمايه از تجديد ارزيابي دارايي ها
چكاپا بدليل راه اندازي خط توليد ظروف يكبار مصرف سلولوزي
و ...

با كذشته زمان برخي از تحليل ها درست و برخي اشتباه از آب در مي آيند. هر چقدر تحليل هاي من درست تر باشند، سود من بيشتر خواهد شد. ضمنا اين تحليل ها تا حدودي بازده انتظاري من را هم مشخص مي كنند و اگر سهم به هدف ذهني من رسيد، از سهم خارج مي شوم.
اگر در مورد وضعيت سود سازي سهم و مواردي مثل افزايش سرمايه، تقسيم سود، معاملات عمده سهام و ... اطلاعات داشته باشيم، حركات نمودار قيمت را هم بهتر مي توانيم تفسير كنيم. موج شماري ها. عكس العمل به خطوط حمايت و مقاومت و ...
كاري كه آقاي مهدي ميرزايي تحليل گر اليوت در كانال تلگرامي خود به بهترين نحو انجام مي دهد.

و جمله آخر: تحليل بنيادي، دنبال كردن لحظه اي قيمتهاي جهاني، يا خواندن تمام اطلاعيه هاي كدال نيست. تعليل بنيادي يعني درك كسب و كار، سود سازي و ارزش يك شركت. اين درك به مرور حاصل مي شود. روي كمتر از 5 سال حساب نكنيد.
بايد بتوانيد دليل ارزندگي سهم را در دو سه جمله بنويسيد. هر زمان توانستيد اين كار را انجام بدهيد بيش از 50 درصد مسير را رفته ايد.

پوزش از اينكه با عجله و پراكنده نوشتم.

ارسال کننده: milad miladi

با عرض سلام و خسته نباشید

خداروشکر بحث های این تاپیک هم داره مسیر خودش رو پیدا می کنه. دوست عزیز بهابازار هم به جمع ما پیوستن و امیدواریم بتونیم از دانش و تجربه ایشون هم استفاده کنیم.
بر خودم لازم دیدم چندنکته که با توجه به دانش و تجربه ناقص اینجانب به ذهن این حقیر میرسه ، خدمت شما عرض کنم

اولاً با این نظر موافقم که نمیشه یه سهم رو همیشه بد یا یه سهم رو همیشه خوب دونست .. اگر هم یه لیست از سهام ""خوب ، متوسط، بد"" درست کردید، دائماً باید آپدیتش کنید و نمادها رو از این ستون به اون ستون جابجا کنید. اینکه بگیم یه سهم همیشه خوبه یا بده، این میشه همون تعصب به سهم که اصلاً چیز خوبی نیست. ضمن اینکه باید کلمات "خوب" و " متوسط" و "بد" رو تعریف کنید. چه سهمی خوبه؟ سهمی که نقد شوندگیش بالاست؟؟ سهمی که شناوریش مناسبه؟ سهمی که من هربار خریدم توش سود کردم؟؟ و ..... ( و به نظر من این آخریه بدترین استدلال برای خوب بودن یه سهمه) .. همین تعریف برای اشخاص مختلف فرق می کنه و این بر اساس همون " روحیه معامله گری" اتفاق میفته.

دوماً به نظر من باید انتظار خودمون رو از خرید سهم بدونیم چیه ، نه اینکه تارگت قیمتیشو بدونیم ... دقیقاً این جمله منظورمه " انتظار ما از رفتار سهم به چه صورتیست؟؟" آیا منتظریم که باهاش بریم مجمع افزایش سرمایه؟ آیا منتظریم آروم آروم رشد کنه؟ آیا منتظریم شارپی رشد کنه؟؟ آیا ..... جواب این آیاها و مقدار انطباق اون با روحیه معامله گری ما باعث میشه که این سهم در سبد ما قرار بگیره یانه.... یکی سهم رو می خره برای افزایش سرمایه ... یکی سهم رو میفروشه تا نره افزایش سرمایه ... کدومش کارش درسته؟؟ باید بگیم ممکنه هردو درست رفتار کنن اگه بر اساس روحیه معامله گری و استراتژی خودشون حرکت کنن..

سوماً بازارها انقدرها هم که میگن پیچیده نیستن ... به محض اینکه قلق کار بیاد دستتون، کلی از کارهای طاقت فرسایی که در گذشته انجام داده بودین تا رفتار بازارو بشناسین، رو دور خواهید ریخت ... بازار یک موجود پویاست ... زنده ست .. چون برآیند رفتار انسان هاست .. من اعتقادم اینه که بازار ناراحت میشه، خوشحال میشه .. خشمگین میشه .. رئوف میشه و .... اما در تمام این اتفاقات، بازار رویه ساده ای داره ... ساده بهش نگاه کنید ...اونم ساده باهاتون کار می کنه ... اگه شما بهش پیچیده نگاه کنید، اونم با شما پیچیده رفتار خواهد کرد ... امتحان کنید ... قول میدم نتیجه می ده...

چهارماً من اعتقادم اینه که یادگیری تحلیل بنیادی مقدم بر یادگیری تحلیل تکنیکاله اما استفاده از تحلیل تکنیکال مقدم بر تحلیل بنیادیه .. این یعنی تا تمام توانت از یادگیری تحلیل بنیادی رو به کار نبردی، سراغ تحلیل تکنیکال نیا ... و تا سهمی از نظر تکنیکال جذاب نبود، سراغ تحلیل بنیادیش نرو ... خب ممکنه بعضیا بگن سهم تکنیکالش خوب نبود اما رشد کرد ... من هم جواب میدم که شاید این رفتار پیشنهاد شده، تمام صعود های بازار رو به شما نشون نده، اما هر سهمی که به شما معرفی می کنه قطعاً سودده خواهد بود.. منتها شما باید ببینید چند درصد از سبد ریالی و چند درصد از سبد زمانیتون رو برای این سهم میخواید کنار بذارید این جمله آخر رو در بند بعدی توضیح میدم

پنجماً به اعتقاد من مواد اولیه تحلیل تکنیکال ۳ مورده .. ۱ - قیمت ۲ - حجم ۳ - زمان ... گزینه دوم رو مدتیه دارن بهش بها میدن ( قبلاً خیلی بهش اهمیت نمی دادن) اما گزینه سوم کلاً مورد غفلت وقع شده و کسی بهش اهمیت نمیده!!! ببینید .. ما برای خرید هر سهم n درصد از سبد ریالی مون رو بهش اختصاص میدیم .. و میگیم این سهم احتمالاً به فلان قیمت برسه ... اما مشخص نمی کنیم که چقدر باید روی این سهم صبر کنیم و این سهم تا چه زمای ارزشمند خواهد بود ... بذارید مثال بزنم از دوست عزیزمون prience of persia که با سهم سایپا از لحاظ زمانی به مشکل برخوردن!!! هرکدوم از ما یه مقدارشکیبایی در خودمون داریم ... این مقدار رو بذاریم ۱۰۰ درصد ... حالا چقدر از این ۱۰۰ درصد شکیبایی رو برای سایپا کنار گذاشتیم؟؟ ایشون چون به این موضوع دقت نکردن، درنتیجه با اینکه می دونن این سهم رشد خواهد کرد، منتها الان بهش دید بدی دارن!!! به همین سادگی!!!
یه پیشنهاد دیگه هم بدم که : دوستان عزیز ، برای خریدهاتون حدسود، حد ضرر و حد زمانی تعریف کنید .. اگه هرکدومش تاچ شد ازش خارج بشید ... به هیچ عنوان این حدود رو نشکنید ... می تونید چندتا سناریو ( که هرکدومش با توجه به روحیه معامله گری و استراتژی شما ، قبل از خرید سهم ) تعریف کنید اما موظفید از هیچکدوم از این سناریوها تخطی نکنید.

ششماً هر عملی دوتا وجه داره .... هوشمندانه و غیر هوشمندانه ... و این مجه هوشمندانه از هر عمله که نتیجه بخش میشه ... تلاش باید هوشمندانه باشه ... صبر باید هوشمندانه باشه ... خرید باید هوشمندانه باشه ... فروش باید هوشمدانه باشه ... طمع باید هوشمندانه باشه ... ترس باید هوشمندانه باشه ... حتی محبت به دیگران باید هوشمندانه باشه ... حتی خشم هم باید هوشمندانه باشه ... اینا رو گفتم که بگم هر "صبر"ی مفید نیست .. هر "تلاش"ی مفید نیست ... اگه یه وقت دیدیم اعمالمون وجه هوشمندانه رو نداره سریعاً اون عمل رو ترک کنیم ...
#2
ارسال کننده: رضا ن @rezaa23

 خودرو چقدر می ارزد؟
آنومالی قیمت تئوریک چندان باور پذیر نیست اما شرکتی وجود دارد که مشتری هایش دائمی هستند، محصولات خود را با هر شرایطی که دوست دارد می فروشد و بدهی به تامین کنندگان مواد اولیه را پرداخت نمی کند. نرخ فروش تعیین می کند، گاها نقد می فروشد، گاها اقساطی و گاها قبل از فروش پول را دریافت میکند. یک محصول را می فروشد و محصول دیگری تحویل دهد یا حتی اگر دوست نداشت تحویل نمی دهد. تعرفه واردات می گذارد و امکان رقابت به رقبا نمی دهد. دارایی های با ارزش و خطوط تولید پیشرفته ای در اختیار دارد و در عین حال 8000 میلیارد تومن زیان می سازد. مشخصا موضوع بحث ایرانخودرو است و چنین شاهکاری تنها از یک مدیریت دولتی بر می‌ آید. اما به هر حال هر دارایی یک ارزشی دارد و سوال این است که ایرانخودرو چقدر می ارزد؟


ارزشگذاری این پدیده ناشناخته با ده ها زیر مجموعه تو در تو،  بسیار دشوار است. از دید یک سهامدار خرد، ارزش را می توان از سودهای انتظاری برآورد کرد و دارایی‌های شرکت چندان ملاک نیست. احتمالا هر روشی که سودآوری و جریانات نقد را مبنا قرار دهد به نتایج نا امید کننده ای می رسد. تحلیل سودآوری و صورتهای مالی  ایرانخودرو را در مطالب آتی بحث خواهیم کرد و اینجا به جای ارزش در مورد قیمت بحث میکنیم.

بر خلاف ارزش، قیمت را بازار تعیین می کند و این راه گریزی است که سهامداران خودرویی را امیدوار می کند. اینکه بطور مثال قیمت ایرانخودرو نباید کمتر از 60 تومان باشد هیچ منطق اقتصادی ندارد اما در عمل قدرتمند تر از هر استدلال اقتصادی کار می کند. شاخه ای از اقتصاد به نام اقتصاد یا مالی رفتاری اینگونه پدیده ها را آنومالی یا خلاف قاعده می نامد. این آنومالی در بازار ما بسیار خوب کار می کند و پدیده ای است که موجب تغییر ارزش بازار شرکت آن هم بصورت پایدار می شود. بر خلاف ظاهر پیچیده آن، استراتژی سرمایه گذاری در ایرانخودرو ساده است: خرید به شرط افزایش سرمایه. علی الحساب باید همه تحلیل های بنیادی و تکنیکال را کنار گذاشت.

ایرانخودرو با یک مدیریت پرقدرت می تواند 3000 میلیارد تومان دیگر به زیان 5000 میلیارد تومانی اضافه کند و زیان را به 8000 میلیارد تومان برساند. بنابراین برای خروج از ماده 141 ، سرمایه باید از 1500 میلیارد به 16000 میلیارد تومان برسد. این به معنای افزایش سرمایه 1000 درصدی است.

پی نوشت: نظر شخصی بنده در ارتباط با پست بالا

بنا بر قانون محدودیتی در ارتباط با افزایش سرمایه از محل تجدید ارزش دارایی برای هیچ شرکت بورسی وجود نداره، چیزی که شرکت ها رو دست به عصا میکنه بحث میزان مالیات هست و چون قانون تمهیداتی اندیشیده که افزایش سرمایه شرکت هایی که تحت ماده 141 قانون تجارت قرار دارن از محل تجدید میتونه معاف از مالیات باشه، این داستان پتانسیل بالقوه ای برای شرکت های تحت این شرایط ایجاد کرده مخصوصا اگه شرکت زیانش به نحوی باشه که بازار اطمینان داشته باشه این زیان به راحتی در زمان کم قابل جبران هست. وقتی شرکت شامل این شرایط میشه دیگه میزان افزایش سرمایه از این محل بسته به میزان داراییش داره و برخلاف چیزی که دوستمون در مطلب بالا اشاره کرده برای افزایش سرمایه هزار درصدی شرکت نیازی به افزایش زیان نداره فقط کافی این میزان دارایی رو داشته باشه. لذا از این بابت هم سهم پتانسیل بالاتری داره.
#3
(18-04-2019, 01:40 PM)علیرضا حسنی نوشته:  پی نوشت: نظر شخصی بنده در ارتباط با پست بالا

بنا بر قانون محدودیتی در ارتباط با افزایش سرمایه از محل تجدید ارزش دارایی برای هیچ شرکت بورسی وجود نداره، چیزی که شرکت ها رو دست به عصا میکنه بحث میزان مالیات هست و چون قانون تمهیداتی اندیشیده که افزایش سرمایه شرکت هایی که تحت ماده 141 قانون تجارت قرار دارن از محل تجدید میتونه معاف از مالیات باشه، این داستان پتانسیل بالقوه ای برای شرکت های تحت این شرایط ایجاد کرده مخصوصا اگه شرکت زیانش به نحوی باشه که بازار اطمینان داشته باشه این زیان به راحتی در زمان کم قابل جبران هست. وقتی شرکت شامل این شرایط میشه دیگه میزان افزایش سرمایه از این محل بسته به میزان داراییش داره و برخلاف چیزی که دوستمون در مطلب بالا اشاره کرده برای افزایش سرمایه هزار درصدی شرکت نیازی به افزایش زیان نداره فقط کافی این میزان دارایی رو داشته باشه. لذا از این بابت هم سهم پتانسیل بالاتری داره.

گویا در جلسه ستاد تسهیل و رفع موانع تولید وزات صنعت به تاریخ ۲۶ فروردین پیشنهاد شده تا پایان سال ۹۹ مالیات از محل تجدید برای تمامی شرکت ها بدون در نظر گرفتن شمولیت ماده ۱۴۱ قانون تجارت مستحق معافیت بشه که در صورت تصویب خبر بسیار عالی برای بورس مخصوصا شرکت های با دارایی سرمایه ای زیاد هست.
#4
یه دیدگاه بورسی هم از خودم ارسال کنم در ارتباط با سهم خودرو.
ببینید دوستان، چرخه های صعود و نزول در بورس که خب چیز طبیعی و بدیهی هستش. تو اقتصاد ما هم مثل سایر اقتصادهای سرمایه داری چرخه های رونق و رکود متاثر از سیاست های انبساطی انقباظی وجود داره حالا اقتصاد ما بسیار متاثر از درآمد نفتی هستش همینم باعث شده هر ۶ هفت سال یکبار شاهد رشد یکباره قیمت دلار باشیم که به نوعی اصلاح فاصله میون تورم داخل و خارج هست.

تو این چرخه ها برنده شخصیه هستش که شیفت مناسب در بازارها داشته باشه، مثلا کسی که دارایی خودش رو در دوران ارامش بازار سپرده بانکی کرده و قبل از شروع افزایش قیمت ها اون رو تبدیل به دلار، سکه. ماشین و یا مسکن کرده طبیعتا بیشترین بازدهی رو از سرمایه گذاریش داشته.

در نهایت این زمان ورود و خروج به بازارهاست که تفاوت ایجاد میکنه. اگه دلار هر ۶ سال یک دفعه گرون میشه و فرصت مناسبی رو برای منفعت خیلی ها ایجاد میکنه، تجدید ارزیابی شرکتی مثل ایران خودرو که فکر کنم سالیان سال از این محل افزایش سرمایه نداشته (شایدم کلا نداشته دقیق نمیدونم) پدیده ای هست که ممکنه هر ۲۰ سال یک دفعه اتفاق بیفته.
این اتفاق رو حتما میشه یه پدیده نامید، به هیچ وجه این پدیده رو کم اهمیت در نظر نگیرید. این سهم رشد باورنکردنی خواهد داشت در این هیچ شکی نیست. سفره ای که برای همه اهالی بورس پهنه. حالا یکی ده درصد از این سفره بهره میبره با ده درصد سرمایه ش ولی مطمینم یکی هم ۱۰۰ درصد ۲۰۰ درصد بهره میبره شاید با صد درصد سرمایش.

این دیگه بستگی به قدرت ریسک پذیری، صبر، هوش و میزان اعتقاد و پایبندی افراد به تحلیل هاشون داره.


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان